صفحه اول     درباره ما     تماس با ما     پیوندها   یکشنبه، 10 مرداد 1389 - 00:17   
  تازه ترین اخبار:مدعیان فصل قبل دست خالی ماندند     در صورت موافقت صبای قم به زودی استقلالی می‌شوم     آیا حذف خداداد عزیزی به نفع فوتبال ایران است ؟     دیدار صبای قم و مس کرمان     شیث رضایی : حتی حاضرم رایگان و یا به عنوان دروازه بان برای پرسپولیس بازی کنم     موشک سجیل     برترین شرکت های دیجیتالی سال      سرانجام قطعی گاز در زمستان     جمعه کلانتریهای پایتخت تخلیه می شود      چرا نباید ملی پوش شوم      غیرمنصفانه مقایسه نکنید      گرایش متخصصان به سمت نهادهای علمی و مهندسی     برای تشکیل کشور مستقل فلسطینی آمادگی داریم     فید چیست، به چه درد می‌خورد، چطور از آن استفاده کنیم؟     متن نامه 60 اقتصاددان به رئیس جمهور     دریافت چندین تقاضا برای تاسیس بانک خارجی     نقش ایران در پیروزی دمکرات ها     عناوین مهمترین خبرهای امروز جهان     دیدار اوباما و مدودف در واشنگتن     تعیین حداقل و حداکثر سن برای ریاست‏جمهوری       
 آخرین مطالب
در هفته دوم لیگ برتر:
  مدعیان فصل قبل دست خالی ماندند
محسن یوسفی:
  در صورت موافقت صبای قم به زودی استقلالی می‌شوم
یک توصیه اخلاقی :
  آیا حذف خداداد عزیزی به نفع فوتبال ایران است ؟
در هفته شانزدهم لیگ برتر
  دیدار صبای قم و مس کرمان
شیث صبا یا شیث پرسپولیس
  شیث رضایی : حتی حاضرم رایگان و یا به عنوان دروازه بان برای پرسپولیس بازی کنم
  موشک سجیل
به انتخاب Pc Magazine
  برترین شرکت های دیجیتالی سال
14 سال با تراز منفی گاز
  سرانجام قطعی گاز در زمستان
  جمعه کلانتریهای پایتخت تخلیه می شود
پژمان منتظری :
  چرا نباید ملی پوش شوم
خوزه مورینیو:
  غیرمنصفانه مقایسه نکنید
بحران مالی جهانی
  گرایش متخصصان به سمت نهادهای علمی و مهندسی
اسماعیل هنیه :
  برای تشکیل کشور مستقل فلسطینی آمادگی داریم
فید به زبان ساده
  فید چیست، به چه درد می‌خورد، چطور از آن استفاده کنیم؟
بخشی از :
  متن نامه 60 اقتصاددان به رئیس جمهور
در ایران پس از بحران مالی جهانی
  دریافت چندین تقاضا برای تاسیس بانک خارجی
محمد ایمانی - کیهان
  نقش ایران در پیروزی دمکرات ها
عصر ایران :
  عناوین مهمترین خبرهای امروز جهان
  دیدار اوباما و مدودف در واشنگتن
از سوی مجلس شورای اسلامی
  تعیین حداقل و حداکثر سن برای ریاست‏جمهوری
ادامه آخرین مطالب
نسخه چاپي - ارسال به دوستان - اندازه متن: + -  شماره: 50یکشنبه، 21 مهر 1387 - 12:04
تاریخ ایران
عشق از دیدگاه حافظ
حافظ ،‌ آشکارگی روانها را خوش می دارد! او چون آفتاب و باران بر هر کسی می تابد و می بارد. اگر کسی پرورده ی آفتاب و باران نباشد ، این دست نوازش و مهر ، برای او تازیانه ای خواهد شد.
  

مقبره حافظ شیرازی

پیش از هر سخنی باید دانست که سروده های حافظ ، همه سرشار از عشق است! آنگاه که سرراست از شیفتگی خویش سخن می گوید ، پیداست که چه مایه ، توان عشق ورزیدن و بیان کردن این والایی را دارد! و چه آنگاه که بر ریاکارانِ زمانه می تازد ، خوارداشت و نکوهش او از سر عشق است. در پس زبان تند حافظ ، روانی بدخواه و خشمگین نیست. او به نیکی ، این آموزه ی بزرگ را دریافته است که: « با خنده می کُشند نه با خشم! ». حافظ ،‌ آشکارگی روانها را خوش می دارد! او چون آفتاب و باران بر هر کسی می تابد و می بارد. اگر کسی پرورده ی آفتاب و باران نباشد ، این دست نوازش و مهر ، برای او تازیانه ای خواهد شد. گناه از حافظ نیست اگر نوش او برای کسی نیش است. باید در چیستی خویش بیاندیشیم نه در چیستی آنچه که به سوی ما آمده است. اگر ما چنین نبودیم ، چنین چیزهای را فرا نمی خواندیم.  عشق زمینی و فرازمینی
 سروده های حافظ را دو پاره کردن و نام « عشق زمینی » و « عشق عرفانی » بر این پاره ها نهادن و پرچین کشیدن میان این دو بخش ، کار درست و برازنده ای نیست. با اینکه سخن حافظ ، گاه به عشق زمینی ، بسیار نزدیک می شود و گاه به عشق عرفانی اما هیچگاه یکسره و بی چون و چرا نمی توان او را از اهل عرفان دانست. و از سویی حافظ را عاشق فلان دختر و یا دختران شیرازی دانستن ،‌ فرو کاستن ارزش هنری اوست. نه اینکه در نهفت عشق جنسی ، گوهری نباشد. سخن این است که حافظ از همین عشق زمینی ، عشقی فرازمینی می آفریند. او به هر چه که دست می زند ، آن چیز را جامه ی والایی و زیبایی می پوشاند. در کلام اوست که چیزی مقدس و شکوهمند می شود.  بیرون از زبان و اندیشه ی او ، چیزی نیست که او در پی اش بدود! همه ی چیزها چون رود از پی او روان می شوند. او همه چیز را به سوی خود می کشاند و هر چه که به او برسد ، زیبا و گرانمایه می گردد. هنر حافظ در همین است. او یک اسطوره آفرین بزرگ است. او انسانها و چیزها را از بند زمان و مکان می رهاند و از درونشان انسانها و چیزهایی فرازمانی و فرامکانی پدید می آورد.  راز شاهکارهای جاودانه در همین است. که می گوید: عشق زمینی یا عشق جنسی یا هر چه که دوست دارند بنامندش ، خوارمایه و تباه است؟!! کسی که چنین چیزی بگوید ، پرده از روانِ خوارمایه و تباه خویش برداشته است. عشق زمینی در زبان و اندیشه و زندگی حافظ به چنان بلندایی می رسد که مرزهای خدایی را نیز در می نوردد. ما نیز باید چنان زندگی کنیم که با دست زدن به هر چیز ، آن چیز را والایی و نشانه های خدایی ببخشیم. دیوان حافظ را بنگرید. مگر همه ی فارسی زبانان به این واژه ها دسترسی ندارند؟! مگر این واژه ها از آسمان بر او فرود آمده اند؟! چگونه است که حافظ می تواند این واژه ها را به گونه ای در کنار هم بنشاند که والاترین سخنان از پیوندشان بزاید؟! پاسخ این پرسش ،‌ چه آسان و چه سخت است! حافظ ، بیش از هر فارسی زبانی ، توان آوایی و معنایی هر واژه را در زبان فارسی دریافته و راز در کنار هم نشاندن آنها و شاهکار آفریدن از سخن را دانسته است! و این بدان معناست که کمتر کسی چون او به نهفت ایرانی و همه ی گوشه و کنارهای زندگی او راه برده است. یک شاعر راستین باید چنین باشد. پیشتر از همه و پیشتاز!  شور و شیدایی(فراق)  شور و شیدایی را اگر درد بدانیم ، باید آگاه باشیم که این درد ، دردی همگانی نیست و از این روی ، درخور بیشترین پاسداشت است! برای این درد نباید در پی درمان بود! این درد ، درمان را در خود دارد! نباید از آن گریخت! « درد دوری » را بسیاری از هنرمندان ، دستمایه ی کارهای هنری خود کرده و چه بسیار زیبایی و فر و شکوه از آن آفریده اند! باباطاهر ــ چندان که باید ــ نتوانست سخن را به اوج برساند و از درونمایه ی « فراق » ، شاهکاری پدید بیاورد! اما حافظ بزرگ ، سخن از دوری را تا مرزهای خدایی ، برکشیده و بر بلندترین بلندا نشانده است! ببینید در اینجا چه اندوه جانگداز و شورانگیزی را از دریای خروشان درونش به جهانیان ارزانی می دارد:

فـراق را بـه فـراق تـو مبتـلا سـازم
چنانکه خون بچکانم ز دیدگان فراق

در سخن باباطاهر ،‌ هرگز چنین نمایی از شور و شیدایی را نمی بینیم! کلام باباطاهر ، چندان که انسان را در خود فرو می برد و نومید و وازده رها می کند ، برانگیزاننده و برپادارنده نیست! به دید من: درد و اندوه بر باباطاهر ، چیره است! اما حافظ ، سوار بر درد و اندوه است! او چنان سایه گستر و والاست که غم در پناه او به سر می برد! او بزرگوارانه دردها را که سرگشته به سوی او آمده اند ، می پذیرد! حافظ هر چه را که به میان می آورد ، خود ،‌ میزبان اوست! چیرگی بر چیزها را می توان در سروده های او آشکارا دید! بنگرید در اینجا چه شهسوارانه بر اسب سخن می تازد:

چـرخ بـر هـم زنـم ار غـیـر مـرادم گـردد
من نه آنم که زبونی کشم از چـرخ فلک

 دردهای حافظ ، بزرگترین و ارزشمندترین داشته های اوست! شما نیز اگر درد خود را ــ برای خویش ــ گرامی و بزرگ می دانید ، هرگز نباید در پی درمان و از دست دادن این سرمایه ی گران باشید! این به معنای سوختن و ساختن نیست! این در باور من ، پخته شدن و چیره گشتن است! بکوشید که از شور و شیدایی خود ،‌ چنان عظمتی بیافرینید که راهگشای انسان و خورشید تیرگیها و سرمازدگیهایش در این روزگار تیرگی و سردی باشد! مبادا که سر به نومیدی بسپارید و با فسردگی خود ، انسان را به سراشیب تباهی بکشانید! ما نباید تنها در اندیشه ی خویش باشیم! چشم انسان به ماست!کمتر شاعری چون حافظ توانسته است ، زبان مردم یک کشور بزرگ باشد! کمتر شاعری توانسته است چون او دردها و نیازها و آرزوها و هراسها و فرازها و فرودهای اینهمه جان را دریابد و باز بتاباند! این مردم ، غزلهای حافظ را بیش از شعر هر شاعر دیگری خوانده و با آن احساس نزدیکی کرده اند! وهیچ جای شگفتی نیست که بگوییم: با اینهمه ، چه کم به ژرفنای سخنش راه برده اند! حافظ ، آشناترین و بیگانه ترین شاعر است برای مردم این سرزمین! او نزدیکترین و دورترین سخنور ایرانی است. هر کسی در او چیزی می بیند! هر کسی از ظن خود ، یار او می شود!


آرامگاه حافظ جایگاه دلدادگان

آنچه ما نام « پیش بینی » بر آن نهاده ایم ، از گونه ی پیشگوییها و لافزنیهای دل بهم زن اهل تصوف و عرفان نیست که همه و همه از سر خودنمایی و خودپسندی بیجاست! حافظ ، به سرشت می داند که سرنوشتش چیست! او چیرگی سخن خود را می شناسد! او فردا را می بیند چرا که خود ، آن را ساخته است!

بر سر تربت ما چون گذری همت خواه
که زیـارتگه رنــدان جهـان خواهـد بـود

منبع : وبلاگ تاریخ ایران

   
  
نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
کد امنیتی:
 
برنگار
آب و هوای 44 شهر
موتور جستجوی قطره
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها
© شناسه نیوز
shenase100@yahoo.com
Powered By: barnegar.com