
هر شمارهای را که میگیری خانمی با صدایی نیمه عصابی میگوید:
مشترک گرامی! شمارهای که گرفتهاید در دسترس نمیباشد. لطفن دیگر شماره نگیرید!
یا اصلن منکر وجود شمارهی مورد نظرت در شبکهی تلفن مخابرات "علیه" میشود، شماره تفلفنی که سالیان سال با آن در تماس بودهای.
گاهی هم میگوید:
تلفن مزبور بدلیل ندادن وجه آبونمان، خط تلفنیاش قطع شده است.
از همه جالبتر وقتی است که شمارهی گرفته شده متعلق به خودت باشد و همسرت از آن سوی خط چند لحظه پیش با تو تماس گرفته و درخواست انجام خدمتی از تو کرده است و منتظر نشسته که تو نتیجه کار را به او تلفنی اطلاع دهی. انتظاری عبث! کاری که به تعویق میافتد.
در تهران همکاری داشتم که در روزهای جوانی من، میانسالی را پشت سر گذاشته بود و به همه چیز نق میزد.
آن روزها تازه دسترسی به تلفنهای شهرستانها از تلفن شخصی امکانپذیر شده بود و میشد بدون مراجعه به مخابرات شماره تلفن دلخواهت را خودت از تلفنی که در اختیار داشتی بگیری، کاری در عمل بس مشکل بود بدلیل ترافیک سنگین.
زندهیاد خواجهزاده میگفت:
دولت شاهنشاهی نه برای رفاه ما یا سهولت ارتباط تلفنی اقدام به چنین تاسیس شده است، نه دولت آریامهری میخواهد مردم آنقدر گرفتار باشند که فرصتی برای اندیشیدن به کارهای دیگری نداشته باشند و روی اصل هم دستور به ایجاد چنین سرویسی کرده است. در گذشته که ما این مشکل را نداشتیم. شماره را به مخابرات میدادیم، چند لحظهای صبر میکردیم و تا ارتباط برقرار شود کارهای روزانه را انجام میدادیم.
حالا چه باید گفت؟
منبع :وبلاگ عمو اروند |