یکم : هفته گذشته مهاجرت گلشیفته فراهانی و انتشار عکس های بی حجابش که نشان از مهاجرت همیشگی به آمریکا می داد ٬ خبر ساز شده بود. وبلاگ نویسا و نویسنده های زیادی بر روی این خبر زوم کردند. البته روزنامه ها و خبرگزاری ها و سایت های داخلی جرئت نکردند که بیشتر به اصل خبر بپردازند و خیلی زود گذر از آن رد شدند . خیلی ها موافق بودند و خیلی ها هم مخالف . متاسفانه نقد های موافق از منطق بیشتری برخوردار بودند تا نقد های مخالف. نقدهای مخالف که بیشتر شبیه ٬ نقدهای خاله زنکی بود . نقدهایی که مثلا اینکه چرا روسری اش را برداشت . چرا دامنش اینطوری بود و از این قبیل مسائلی که در مملکت ما باتوجه به نوع حکومتی که رایج است ٬ مرسوم نیست . اینجانب هم جزء کسانی هستم که موافق حضور بازیگر ایرانی در سینمای هالیوود هستم که وجود یک ایرانی در چنین مقطع سینمایی بسی افتخار است . اما الان وقتش نبود . یعنی گلشیفته خودخواه بازی در آورد . در زمانی که چند تا فیلم بازی کرده بود و هنوز موقع اکران آن نرسیده و قرار بود این فیلم ها در جشنواره فجر اکران شود اما گشیفته با این بی احتیاطی ٬ کار دست کارگردان و همکاران خودش داد.
یکی از این کارگردانان اصغر فرهادی ٬ کارگردان جوان و درجه یک سینمای ایران محسوب می شود . گلشیفته در آخرین فیلم فرهادی در فیلم سینمایی ( درباره الی ) بازی کرد که خیلی ها بی صبرانه منتظر حاصل همکاری گلشیفته و فرهادی و به همراه ترانه علیدوستی بودند اما گلشیفته بدون فکر و با هیجان زدگی تصمیم به مهاجرت گرفت . با این بی احتیاطی که گلشیفته فراهانی انجام داد ٬ اکران این فیلم بسیار ضعیف است . بهانه بزرگی دست وزارت ارشادی ها داد . می توانست صبر کند تا تمام کارهایی که در ایران انجام داده است را در ایران به اکران بگذارند ٬ بعد هر کاری دلش خواست بکند . می توانست با خیال راحت آزاد باشد . بدون حجاب . اصلا برهنه باشد . ما هم بهش احسن می گفتیم . اما حالا ....خیلی خودخواه بود . خیلی ....
دوم : مستند مردان پرسپولیس را بالاخره دیدم . خیلی قشنگ بود و بسیار لذت بردم . کارگردانی خیلی خوبی روی این مستند انجام شده بود . تمام صحنه ها و موسیقی ها را در جای خودش قرار داده بود که به پرسپولیسی ها این اختیار را می دهد که مرور کند ٬ سالی را که خوشحال یا ناراحت بودند . واقعا سال قبل ٬ سال رویایی برای پرسپولیس بود . بهترین صحنه این مستند ٬ آواز خواندن کریم بود که یکصدا ۱۰۰ هزار نفر با کریم و بچه های تیم پرسپولیس آواز قهرمانی سر دادند که لذت خاصی را برای مخاطب به ارمغان آورد . اگر این مستند مردان پرسپولیس را ندیدید . پیشنهاد می کنم آن را ببینید . گران هم نیست . فقط هزار تومان . با این تورم و گرانی پولی نیست که ؟ هست؟
سوم : روزنامه اعتماد و اصلاح طلبان که از افزایش روزنامه های دولتی ناراحت هستند . امروز در صفحات روزنامه اعتماد به طرز عجیبی ٬ این ناراحتی خود را نشان مخاطبان خود دادند که بدجوری از چنین جوی هراس دارند . خصوصا ٬ وقتی که نزدیک انتخابات هستیم . آخرین روزنامه وابسته به دولت روزنامه خورشید بود که بعضی از دوستان و خبرنگاران اصلاح طلب هم در چنین روزنامه ای حضور دارند که باعث انتقاد اطرفیانشان شده است . اما دوستان منتقد هم اگر جای این دوستان ما بودند حتما خودشان هم وسوسه کار کردن در روزنامه خورشید می شدند ... کار کردن در روزنامه خورشید ٬ در حال حاضر غنیمتی ست.
چهارم : پست دیروز من تحت تاثیر روز جمعه قرار داشت . جمعه ها هم روز دلگیری و روز تنهایی به حساب می آید . ناخود آگاه پست هایی زده می شود که طعم دیگری خواهند داشت . به خاطر همین پست دیروز فقط اختصاص به حال و هوای دیروز ٬ بعدظهر داشت نه وقت دیگر . همچنین پست پنج شنبه هم که مورد توجه فوتبالدوستان قرار گرفته است ٬ باب طبع من نبود . دوستانی که من را می شناسند ٬ می دانند که پست های ورزشی را دوست ندارم . اما بعضی وقتها توجه به نظر دیگران باعث می شود که کمی بهتر نویسندگی کنی و کمی با انگیزه تر باشی . در هر صورت این پست پنج شنبه در سایت بالاترین و بازنگار مورد توجه زیادی قرار گرفت و در زمره ی بهترین لینک ها قرار گرفت که خیلی سخته....همچنین قابل ذکر است که این پست فوتسالی ٬ در دو روز حدود هزار نفر را وارد وبلاگ نوشته هایی با طعم حاشیه کرد .
منبع : نوشته هایی با طعم حاشیه |